

اطلاعات شما به امانت نزد ما نگهداری خواهد شد ، افتخار ما اعتماد شماست.
ارسال کلیه سفارشات از طریق پست پیشتاز تا 24 ساعت بعد از خرید صورت می پذیرد.
در صورت عدم رضایت هنگام تحویل محصول امکان برگشت وجه وجود دارد.
مقدمه:
اختلال شخصیت اسکیزوئید، یک اختلال روانی است که با الگوی همیشگی جدایی و بیعلاقگی نسبت به روابط اجتماعی مشخص میشود. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، طیف محدودی از احساسات را تجربه میکنند و تمایل کمی به برقراری ارتباطات اجتماعی صمیمی دارند. این اختلال، اگرچه با اسکیزوفرنی اشتباه گرفته میشود، اما دو اختلال مجزا هستند. در این پژوهش، به بررسی ابعاد مختلف اختلال شخصیت اسکیزوئید از جمله تعاریف، ویژگیها، شیوع، و نظریههای شناختی، رفتاری و رواناجتماعی خواهیم پرداخت. همچنین، به بررسی علل این نظریهها و شواهد پشتیبان آنها خواهیم پرداخت .
پیشینه تحقیق:
مطالعات اولیه در مورد اختلال شخصیت اسکیزوئید به اوایل قرن بیستم بازمیگردد. با این حال، توجه جدی به این اختلال از دهههای 1950 و 1960 آغاز شد. در این دوره، محققان به بررسی ویژگیهای بالینی، تشخیصی و درمانی این اختلال پرداختند. در دهههای اخیر، با پیشرفتهای صورت گرفته در حوزه روانشناسی و علوم اعصاب، درک ما از اختلال شخصیت اسکیزوئید پیچیدهتر شده است و مدلهای نظری متنوعی برای توضیح علل و مکانیسمهای این اختلال ارائه شده است.
تعریف اختلال شخصیت اسکیزوئید:
اختلال شخصیت اسکیزوئید در DSM-5 (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) به عنوان یک الگوی همیشگی از جدایی و بیعلاقگی نسبت به روابط اجتماعی، طیف محدودی از بیان عاطفی و لذت بردن از فعالیتها، و فقدان تمایل به روابط صمیمی تعریف شده است
ویژگیهای اختلال شخصیت اسکیزوئید:
1- تنهایی و انزوا: ترجیح دادن تنهایی به روابط اجتماعی.
2-عدم علاقه به روابط صمیمی: لذت نبردن از روابط نزدیک و صمیمی با دیگران
-3 لذت نبردن از فعالیتهای اجتماعی: عدم علاقه به شرکت در فعالیتهای گروهی و جمعی
-4 بیتفاوتی عاطفی: محدود بودن طیف احساسات و مشکل در ابراز آنها
-5فقر دوستان صمیمی: داشتن تعداد کمی دوست یا اصلاً دوست نداشتن
-6 توجه اندک به احساسات دیگران: بیتوجهی به نیازها و احساسات دیگران
-7 لذت بردن از فعالیتهای انفرادی: ترجیح دادن فعالیتهای انفرادی مانند مطالعه یا سرگرمیهای شخصی.
شیوع
شیوع دقیق اختلال شخصیت اسکیزوئید به دلیل تفاوت در روشهای تشخیص و جمعیتهای مورد مطالعه، متفاوت گزارش شده است. با این حال، برآوردها نشان میدهد که این اختلال در حدود 0.6 تا 4.9 درصد از جمعیت عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.
نظریههای شناختی، رفتاری و رواناجتماعی نظریههای شناختی
نظریههای شناختی
بر نقش باورها و افکار منفی در ایجاد و حفظ اختلال شخصیت اسکیزوئید تأکید میکنند. افرادی مبتلا به این اختلال ممکن است باورهایی مانند "من برای دیگران قابل تحمل نیستم" یا "روابط اجتماعی دردناک هستند" داشته باشند. این باورهای منفی، تعاملات اجتماعی را برای آنها ناخوشایند و تهدیدآمیز جلوه میدهد و باعث میشود از روابط اجتماعی اجتناب کنند.
آرون بک: یکی از پیشگامان شناختدرمانی، معتقد است که افکار منفی خودکار نقش مهمی در اختلالات روانی از جمله اختلال شخصیت اسکیزوئید ایفا میکنند.
آلباتروس: این محقق بر نقش باورهای هستهای در اختلال شخصیت اسکیزوئید تأکید کرده است. باورهای هستهای، باورهای اساسی و پایدار در مورد خود، دیگران و جهان هستند که بر تفسیر رویدادها و واکنشهای فرد تأثیر میگذارند.
نظریههای رفتاری
نظریههای رفتاری بر نقش یادگیری و تقویت در شکلگیری رفتارهای اجتنابی و منزوی در افراد مبتلا به این اختلال تأکید میکنند. بر اساس این نظریهها، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید از طریق تجربه یاد گرفتهاند که روابط اجتماعی ناخوشایند و دردناک است و به همین دلیل از آنها اجتناب میکنند.
آلفرد بندورا: نظریه یادگیری اجتماعی بندورا بر نقش مدلسازی و تقویت در شکلگیری رفتارها تأکید میکند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است از طریق مشاهده رفتارهای اجتنابی والدین یا همسالان خود، این رفتارها را یاد گرفته باشند.
نظریههای رواناجتماعی نظریههای رواناجتماعی بر نقش عوامل محیطی و اجتماعی در ایجاد اختلال شخصیت اسکیزوئید تأکید میکنند. برای مثال، تجربیات دوران کودکی مانند سوء استفاده یا بیتوجهی والدین، ممکن است در ایجاد این اختلال نقش داشته باشد.
جان باولبی: نظریه پیوند باولبی بر اهمیت روابط اولیه در شکلگیری شخصیت تأکید میکند. کودکان با تجربه پیوندهای ناایمن با والدین خود، ممکن است در بزرگسالی مشکلاتی در برقراری روابط نزدیک داشته باشند.
علل نظریههای شناختی، رفتاری و رواناجتماعی شواهد تجربی:
مطالعات متعدد نشان دادهاند که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، الگوهای فکری منفی، تاریخچه یادگیری اجتناب از روابط اجتماعی و تجربیات دوران کودکی آسیبزا را دارند. اثربخشی درمانهای شناختی-رفتاری: درمانهای شناختی-رفتاری که بر تغییر باورها و رفتارهای منفی تمرکز دارند، در درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید موثر نشان داده شدهاند.
علل اختلال شخصیت اسکیزوئید
علل اختلال شخصیت اسکیزوئید از منظر نظریه های مختلف برای درک بهتر علل این اختلال، به بررسی نظریههای مختلف پرداخته میشود
1:بیولوژیکی یا ژنتیک: مطالعات خانوادگی: تحقیقات نشان دادهاند که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، بیشتر احتمال دارد که بستگان درجه یک آنها نیز به این اختلال یا اختلالات روانی مشابهی مانند اسکیزوفرنی مبتلا باشند.
:2 نظریه شناختی تفسیرهای شناختی منفی: افراد مبتلا به این اختلال، اغلب رویدادهای اجتماعی را به شیوهای منفی تفسیر میکنند. آنها ممکن است باور داشته باشند که دیگران به آنها علاقهای ندارند یا آنها را طرد میکنند. انتظارات منفی: این افراد انتظار دارند که در روابط اجتماعی با شکست مواجه شوند و به همین دلیل از برقراری ارتباط اجتناب میکنند. طرحوارههای شناختی ناکارآمد: طرحوارههای شناختی، الگوهای فکری پایدار و کلیشهای هستند که افراد برای تفسیر تجربیات خود به کار میبرند. در افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، طرحوارههایی مانند "من تنها هستم" یا "هیچکس مرا دوست ندارد" میتواند وجود داشته باشد
:3 نظریه رفتاری کمبود مهارتهای اجتماعی: افراد مبتلا به این اختلال، اغلب مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط موثر و صمیمانه را ندارند. این کمبود مهارتها میتواند منجر به اجتناب از تعاملات اجتماعی شود. تاریخچه تقویت منفی: تجربیات منفی در روابط اجتماعی در گذشته، میتواند منجر به تقویت رفتارهای اجتنابی در آینده شود. مدلسازی: مشاهده رفتارهای اجتنابی در والدین یا افراد مهم دیگر، میتواند به عنوان یک مدل برای کودک عمل کند و او را به تقلید از این رفتارها ترغیب کند.
4: نظریه روانی اجتماعی عوامل محیطی: عوامل محیطی مانند خانواده، فرهنگ و جامعه میتوانند در ایجاد اختلال شخصیت اسکیزوئید نقش داشته باشند. برای مثال، محیطی که در آن بر فردیت و استقلال بیش از حد تاکید میشود، میتواند خطر ابتلا به این اختلال را افزایش دهد. ژنتیک: عوامل ژنتیکی نیز ممکن است در ایجاد اختلال شخصیت اسکیزوئید نقش داشته باشند. مطالعات نشان دادهاند که این اختلال در برخی خانوادهها بیشتر دیده میشود.
اختلال شخصیت اسکیزوئیددرمان از منظر شناختی، رفتاری و روانی اجتماعی
اختلال شخصیت اسکیزوئید، همانطور که پیشتر بررسی شد، با الگویی ثابت از جدایی و بیعلاقگی نسبت به روابط اجتماعی مشخص میشود. درمان این اختلال، با هدف افزایش مهارتهای اجتماعی، تغییر الگوهای شناختی منفی و بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا صورت میگیرد
درمان شناختی
درمان شناختی: در این رویکرد، درمانگر به همراه بیمار، الگوهای فکری ناکارآمد و منفی را شناسایی کرده و آنها را به چالش میکشد. هدف، جایگزینی افکار منفی با افکار واقعبینانهتر و مثبتتر است. آموزش مهارتهای اجتماعی: آموزش مهارتهای ارتباطی، حل مسئله و مدیریت هیجانات به افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید کمک میکند تا تعاملات اجتماعی موثرتری داشته باشند. تمرینهای عملی: تمرینهای عملی در محیطهای کنترلشده و سپس در دنیای واقعی، به افراد کمک میکند تا مهارتهای جدید را یاد بگیرند و به آنها مسلط شوند
درمان رفتاری
رفتار درمانی: در این رویکرد، بر تغییر رفتارهای آشکار و قابل مشاهده تمرکز میشود. تکنیکهایی مانند مواجهه با ترس، حساسیتزدایی سیستماتیک و تقویت مثبت برای کاهش اجتناب از تعاملات اجتماعی و افزایش رفتارهای اجتماعی مطلوب استفاده میشود. تمرینهای نقشآفرینی: تمرینهای نقشآفرینی به افراد کمک میکند تا مهارتهای اجتماعی جدید را در محیطی امن و کنترلشده تمرین کنند
درمان روانی اجتماعی
درمان گروهی: شرکت در گروههای درمانی به افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید فرصت میدهد تا با افرادی که مشکلات مشابهی دارند، ارتباط برقرار کنند و از تجربیات یکدیگر بهرهمند شوند.
خانوادهدرمانی: در برخی موارد، خانوادهدرمانی میتواند به بهبود روابط خانوادگی و کاهش تنش در خانواده کمک کند.
پرسشنامه
مقیاس شخصیتی اسکیزوتایپی (STA)
مقدمه و تعریف
برای توصیف سازه های اسکیزوتایپی سه الگو وجود دارد (گولدینگ، 2004). اولی «الگوی شبه ابعادی»، یا الگوی بیماری است. بر طبق این «الگوی اسکیزوتایپی»، شکل خفیف اسکیزوفرنیا در نظر گرفته می شود (گولدینگ، 2004). در این الگو، نمرات بالا در یک یا چند عامل اسکیزوتایپی نشانه ی سلامت یا بیماری تلقی می شود. دومین الگوی اسکیزوتایپی، «الگوی شخصیتی»، است که توسط «آیزنگ (آیزنک، 1960؛ به نقل از همان منبع) ارائه شد. آیزنک فرد روان گسسته را کسی می داند که در انتهائی ترین نقطه «پیوستار سلامتی – روان گسستگی»، واقع شده است. چون این الگو گروه های بهنجار و بیمار را به عنوان گروه هایی که تنها از لحاظ کمی قابل تمایزند، در نظر می گیرد مورد ایراد واقع شده است (کلاریج، 1997؛ به نقل از همان منبع). سومین الگو، الگوی تمام ابعادی است که شکل گسترده و ترکیبی دو الگوی دیگر می باشد. در این الگو، اسکیزوتایپی به عنوان صفاتی در نظر گرفته می شوند که در طول یک پیوستار توزیع شده اند. این صفات، منابعی از «تغییرات (نوسانات) سلامتی»، و همچنین «آمادگی» برای روان گسستگی می باشد. الگوی تمام ابعادی، الگوی شبه ابعادی را در بالاترین نقطه آن یعنی جائی که پیوستار دوم در سطوح متفاوتی از صفات شخصیت شکل گرفته است در نظر می گیرد. این پیوستار دوم پیوستار بیماری است که در الگوی شبه پیوستاری وجود دارد و بنابراین طیفی از اختلالات «اسکیزوفرنیفرم» را از «اختلال شخصیت اسکیزوتایپی (SPD)»، گرفته تا روان گسستگی اسکیزوفرنیا – شامل می شود. براساس الگوی تمام ابعادی، می توان اسکیزوتایپی را هم در ارتباط با سلامتی و هم در رابطه با سلامتی – بیماری قرار داد. بر طبق این الگو، امکان دارد افراد با نمرات بالا در یک یا چند عامل اسکیزوتایپی از همان درجه از سلامتی برخوردار باشند که افراد با نمرات پایین (محمدزاده و همکاران، 1386).